به گزارش سراج24،اگر تاریخ را به همین پنج شش روز قبل برگردانیم هیچ کس در تصورش نمیگنجید که ایران در آستانه دو جشن ملی خواهد بود. انتخابات ریاستجمهوری یازدهم هیچ نشانی از اتمام در دور اول، آن هم به سود حسن روحانی نداشت و تیم ملی فوتبال ایران هم تمام داشته و نداشتههایش به اما و اگرهایی بسته بود.
اصلاحطلبان میرفتند تا در میدان رقابت با حریفی قدر که 8 سال تمام نهادهای اجرایی و تصمیمگیری کشور را در ید اختیار داشت رویارویی کنند و فوتبالیستهای ایرانی هم چمدانهای خود را به مقصد کره جنوبی بسته بودند که قرار بود ورزشگاه «اولسان» را به جهنمی برای ایرانیها تبدیل کند. در دو میدان همه چیز به نفع رقیبان بود. یک چیز اما همه معادله را عوض کرد؛ ماندن در میدان و آن هم با امید ماندن. حالا دیگر جشنهای ما تمامی ندارد. این اما نه شانس بود و نه اقبال، حاصل تلاشی پیگیر بود و امید داشتن به اینکه همیشه میشود کاری کرد.
این روزها خیلی بیشتر از همیشه میتوانیم احساس کنیم ما یک ملت هستیم. همانگونه که انتخابات و نتیجه آن مطالبات و صدای متکثر ملت ایران در گوشه گوشه این سرزمین را کنار هم قرار داد، صعود تیم ملی فوتبال هم غرور و اتحادی یکپارچه را در کشور زنده کرد و صلابت بخشید. درست همین لحظات هستند که یک ملت میتوانند به ملت بودن خود افتخار کنند و چقدر خوشبخت است ملت ایران که در یک هفته کوتاه دوبار متوالی این حس را تجربه میکند، دو بار متوالی سرش را بالا میگیرد و با افتخار میگوید که ما توانستیم.
شاید در نگاه اول انتخابات ریاستجمهوری و صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی برزیل چندان ربطی به هم نداشته باشند، اما نقطه اشتراک آنها را باید در واکنش مردم به این دو اتفاق واکاوی کرد؛ جایی که امید و غرور ملی یک بار دیگر در دو واقعه سیاسی و ورزشی بازسازی و تحکیم میشود.
این نیاز مبرم و حیاتی یک ملت است که زندگی آنها را معنی میدهد. خرداد 92 شاید تا همیشه در ذهن تاریخ ایران باقی بماند، با رویدادهایی که کسی انتظارش را نداشت. اما درس این خرداد مهمترین چیزی است که هیچگاه نباید از خاطره تاریخی ملت ایران حذف شود. درس امیدواری و تلاش برای رسیدن به مقصود، حتی در شرایطی که افق پیش رو چندان آفتابی نیست. این همان رمز اصلی سرافرازی است.
0نظر